تبليغاتX
ميثاق با شهدا
کاش از ما نپرسند بعد از شهدا چه کرده اید ؟اخر چه دارد بگوید انبوهی از نقطه چین ها!!!؟

 

یاحق

سلام .امروز میخوام یه کم از روزای اول آشنایی با نت براتون بگم ,لذا با یه مقدمه ی خوب شروع میکنم (شاید یه کم زیاد شه,مثل همیشه نه؟)اما تا آخرش رو بخونین ممنونتون میشم .

اولین بار که داداشم برام ای دی ساخت خیلی خوشحال بودم,خصوصا که که این ایدی رو بیشتر برا این ساخته بودم که با دوستم مرزعشق ارتباط داشته باشم .یواش یواش با سایت کانون آشنا شدم ,یادمه وقتی میخواستم ادرس سایت رو بدم به داداشم که وارد شه چنان این دبلیو هاشو رو میگفتم که   اولاش تحملم میکرد و هیچی نمیگفت ,اما یه بار گفتش که باباجون! نمیخواد اینقدر این دبلیوهاشو بگی .اون روزا تنها سایتی که میرفتم سایت رهپویان بود

www.rahpouyan.com

گذشت و یه شنبه شب که رفته بودم کانون ,اعلام کردن که فلان روز همایش وبلاگ نویسا هست .نمیدونستم وبلاگ چیه فقط فهمیدم که مربوط به نته .اومدم خونه و به داداشم گفتم:یه همایش از طرف کانون گذاشتن ,اسمش ...اسمش ...دست و پا شکسته وبلاگو تلفظ کردم .داداش گفت اهان!وبلاگ رو میگی؟ ...برام یه کم توضیح داد که چیه .ازاون روز به بعد وقتی وارد سایت میشدم می دیدم که نوشته وبلاگ شخصی سید محمد انجوی نژاد .این بود که از وبلاگ خوشم اومد.

وچند  مدت پیش تصمیم گرفتم یه وبلاگ بسازم ...میثاق با شهدا...نمیدونم چی شد که این اسم به ذهنم خطور کرد ؟ اما حالا که خوب فکر میکنم به خودم میگم که کاش این اسمونذاشته بودم .اخه میترسم نتونم ادای دین کنم .اون روزا فکر نمیکرم که از شهدا نوشتن کار زیاد سختی نیست .اما هر چی میگذره بیشتر احساس شرمندگی میکنم .آخه من از شهدا چی بگم؟اصلا چقدر میشناسمشون ؟ ازشون چی میدونم؟

نمیدونم شاید فرهنگ شناخت شهدا درست برامون جا نیفتاده .تا اسم شهدا رو میاری میگن: برو بابا! اونا هم بیکار بودن رفتن شهید شدن , میخواستن نرن .دنیا داره پیشرفت میکنه  ,ما که نمیتونیم مث 20 سال پیش فکر و زندگی کنیم....اینقده برا ادم صغری کبری میچینن ...ببخشیدا کی گفته شما پیشرفت نکنین؟کی گفته شما مث 20 سال پیش زندگی کنین؟ مگه ما مخالف پیشرفتیم؟ بخشید! اما میشه برا من معنای پیشرفت رو باز کنی؟ یعنی چی؟منظورت ازپیشرفت اون دوتا نخ مو و آرایشته؟اینه منظورت؟ چقدرپیشرفت کردی ...مشکل تو این چیزا نیست .اینا رو فقط برا خودت بهونه قرار دادی .و اگر نه حرف ما که این نیست .تا یه کلمه حرف میزنی حرف کلاس و ارایشش و ...رو پیش میکشه .نه عزیز من !

نمیدونم چرا همه چی داره فراموش میشه ؟ همه سرشونو کردن تو لاک خودشون و اصلا براشون مهم نیست چی داره به سر ما و مملکت و جوونامون میاد!واقعا نمیدونم داریم به کجا میرسیم .یکی نیست این فرهنگ ها رو درست کنه؟

تا حرف از دانشگاه میزنی ,از ارتباطت با نامحرم میپرسن...تا حرف از نت میزنی ! از این یکی که بگذریم بهتره ...

یه کم به خودمون بیایم و رو انسان بودنمون فکر کنیم. یادمون نره که برا چی اومدیم !اینو بدونیم که اگه وضع جامعه ی ما داره روز به رزو بدتر میشه ما هم مقصریم ! فقط خودمونو نبینیم .بقیه هم ادمنا! همونی هم که الان با بدترین وضع میاد تو خیابون هم ادمه ! یه کم دیدمون رو درست کنیم .مهم نیست اونا در مورد ما چی فکر میکنن؟ شما کار خودتو کن .به خدا خیلی از این بچه ها تشنه ی صحبتن .خیلی هاشون تو یه خونواده هایی بزرگ شدن که شاید اگه ما هم به جای اونا بودیم وضعمون همین بود .این نعمتی که خدا بهت داده رو قدر بدون...به خدا خیلی ازاین بچه ها رو میشه نجات دادا! خیلی هاشون ناخواسته و از روی نادونیشون دارن به یه منجلابایی میفتن که واقعا غیر قابل جبرانه .چرا برامون بقیه مهم نیستن؟ چرا اینجوریه؟ فقط بلدیم دم از خدا و امام حسین و حضرت زهرا بزنیم؟ یه کم فکر نباید کنیم؟ رو نمازی که میخونی نباید فکر کنی؟

چند مدت پیش یکی ازدوستای دبیرستانیم روتو اتوبوس دیدم .نمیدونم چی شد که سرحرف بازشد ؟اما گویا این دختر منتظر بود یه همچین شرایطی فراهم شه و حرف بزنه .نمیدونین داشت به چه منجلابی کشیده میشد .خیلی وحشتناک بود .همه چیزو برام تعریف کرد . یکی دوبار باهاش رفتم بیرون و صحبت کردیم و حل شد مسئله اش .چنان ارامشی پیدا کرده بود که ...خیلی خوشحال بودم .خدایا شکرت !

اگه میبینی دوستت داره کج میره بی خیال نباش .کمکش کن .چرا از اینکه یه انسانی مث خودت داره به یه جاهایی کشیده میشه احساس گناه نمی کنی.دلت به همون دورکعت نمازت خوشه؟ به چی دل خوش کردی؟ انقدر هی نشستی منتظری که کربلاتو مشهدت جور شه برا چی  ؟ میخوای بری اونجا چیکار؟ یه کم دلشونو بدست بیار .دست یه نفر رو بگیر بیار تو راه وبا خدا آشناش کن .البته بگما! باید راهشم بلد باشی .یه کاری نکن که از دین بریده بشه  ! توکل کن به خدا و با آگاهی و منطق برو جلو ...

ببخشید .وای !چقدر حرف زدم .ممنون از صبر و حوصله ای که به خرج دادین .امید که بتونیم قدمی برا دینمون بر داریم و دل مادرمونو راضی نگه داریم .ازهمگیتون جدا التماس دعا دارم

صلوات یادتون نره

یا زهرا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384ساعت 18:43  توسط ياس 18ساله  | 

 

به نام سر پرست کل کنکور نهایی

 

این یه نامه ی سر گشاده از یه کنکوری برا همه ی بچه هایی که این روزا زمزمه ی کنکور و اعلام نتایج خواب و خوراکشونو گرفته .برای همه ی اونایی که به نحوی با کنکور و دانشگاه سر و کار داشتن.چه اونایی که قبول شدن ,چه اونایی که هنوزدر حال تلاش برای شکستن سد کنکورن !

******************

حدودا همه ی ما به 17_16سالگی که میرسیم زمزمه ی کنکور میشه ورد زبونمون و فکر و ذکرمون کنکوره .همه چیز و همه کارمون رو با محور کنکور تنظیم میکنیم که" آیا بیرون رفتن امروز من لطمه ای به کنکور نمیزنه؟  , آیا صحبت با فلان شخص برا کنکور مفیده؟ "

اما !چه خوبه که بدونیم که ما همین حالا هم سر جلسه امتحانیم .سر جلسه کنکوری که مهمتر از کنکور ورود به دانشگاهه . که در واقع کنکور دانشگاه فقط یکی از تستهای اون و شاید فقط یه گزینه از یه تست باشه ...

کارت ورود به جلسه با تولدت , مهر تایید میخوره و تو وارد جلسه میشی .محل برگزاری امتحانو میدونی کجاست ؟ کشور گیتی  ,استان هستی ,شهر بودن  ,خیابان حضور ,کوچه ظهور  ,سالن اجتماعات دنیا ...

میدونی ؟ قرار بود همه مون وارد دانشگاه قرب شیم اما ادم و حوا که وارد شدن مسئول دانشگاه دستور داد که همه برا اونا کف بزنن (گفت که بر اون دوتا سجده کنن) اما ادم و حوا در فضای کف الود سر خوردن و معلوم شد که یه گزینه رو ندیدن . همون که میگفت :" به کف ها دل نبندین  ,حق با دریاست ."و اون وقت بود که با ورود اونا به سالن اجتماعات دنیا شروع جلسه اعلام شد .

میدونی این کنکور کی تموم میشه؟ برا ی هر فردی وقتی که مراقبی به نام عزرائیل ورقه اش رو بگیره و کل جلسه با سوت یکی از مراقبین که اسرافیل نام داره به پایان میرسه .مدتی باید یه جایی که برزخش میخوانن در حول و هراس باقی بمونی که نتیجه چی میشه و تو توی چه رشته ای قبول خواهی شد؟و اون وقت چه محشری برپاست ؟

بچه ها بیائین تو این امتحان مهم  ,مواظب وقت باشیم .ثانیه ها هم مهمن نکنه اونا رو از دست بدیم .مبادا بر سر تستی اون قدر بمونیم که وقت بقیه تستا هدر بره و نباید چون یکی از تستا رو بلدی با خوشحالی اونو بارها و بارها مرور کنی !

اگه تستی رو اشتباه زدی  ,اگه به جای گزینه ی خالق  ,مخلوق رو انتخاب کردی و پشیمون شدی فورا اونو با پاک کن توبه طوری پاک کن که رد سیاهی مداد به جا نمونه .انگار که هیچ وقت اون گزینه ی غلط رو انتخاب نکردی .

توی هر تست فقط یه گزینه صحیح و حقه بقیه گزینه ها اگر چه به ظاهر زیبا  ,ولی اشتباه و باطلن .مبادا دو جواب رو پر رنگ کنی واگرنه نمره ی هیچ کدومو نمیگیری .هیچ وقت باور نکن که هم خوب دنیا داری کردن صحیحه هم خوب دینداری کردن .

اگه سر جلسه قوتی دادن که بی رمق نشی و از حال نری  ,تو دیگه خودتو با ظاهراون مشغول نمیکنی . اگه کیکو دوست نداشته باشی اما از ترس گرسنه شدن میخوری و اگه اونو خیلی دوست داشته باشی اونقدر نمیخوری که خوابت ببره و از امتحان غافل شی .اگه بدونی به بغل دستیت کیکی بهتر از کیک تو دادن توجه نمیکنی و وقت طلاییت رو سر جر و بحث کردن اون از دست نمیدی .یعنی اصلا اونو اونقدر ارزشمند نمیدونی که به خودت زحمت فکر کردن به کم و زیادو خوب و بدش بدی .تو به متاع ناچیز سالن دنیا دل نمیبندی و اونو فقط  وسیله ای برا بهتر کنکور دادنت میدونی .

همون طور که تو کنکور دانشگاه به اونایی که قبول شدن التماس میکنیم که چه کنیم و چی بخونیم  ,بیایین تو این کنکور هم از اونایی که قبول شد اونایی که از طرف خود خدا به عنوان استاد راهنما تعیین شدن بپرسیم که چه کنیم تا نه تنها به جواب برسیم بلکه زودتر برسیم .به راه تشریحی اکتفا نکنیم .همون راههایی رو یاد بگیریم که کوتاهاترین هستن برا رسیدن به جواب .همونهایی که مجموعه شون صراط مستقیمو تشکیل میده .

تو این کنکور دیگه بهترین انتخاب دانشگاه شهید بهشتی و صنعت شریف نیست که با رسیدن به اون رضی شیم .روز اعلام نتایج یوم الحسره هست .کارنامه درصد و رتبه هر کسی رو نشون میده .هر کی حسرت میخوره که ای کاش تستی بیشتری زده بود و گزینه ی درست تر رو اتخاب کرده بود .شاید رتبه ای بالاتر از این می اورد.

بچه ها! ما تو کدوم دانشگاه قبول میشیم .دانشگاه جنت؟ رضوان؟ قرب ؟ فنا؟ و آیا اصلا قبول خواهیم شد ؟

شاید بشه از سهمیه امامان استفاده کرد یا شاهد ...و اصلا من چی میگم؟ مگه نه اینکه اعلام کردن که شهدا برگزیدگان المپیادن که بدون کنکور به هر دانشگاهی که خواستن راه پیدا میکنن ؟

و در اخر ...بچه ها! ممکنه تو کنکور دانشگاه کامپیوتر ها اشتباه کنن ولی مطمئن باشین که تو کنکور مهم هیچ اشتباهی نمیشه  ,چرا که مدیر مسئول خود خداست .

******************

صلواتو یادتون نره

التماس دعا

یا زهرا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم تیر 1384ساعت 7:46  توسط ياس 18ساله  | 

 

 

به نام او که هر چه داریم از اوست

سلام .راستش امشب خیلی حالم گرفته  بازم شما و لطفتون و تحمل بنده

نمیدونم چرا اما هر چی میگذره دنیا برام کوچیکتر میشه و بزرگی خدا رو بیشتر حس میکنم .خدایی که خیلی بزرگه

هر چی فکرشو میکنم میبینم اگه خدا رو نداشتم چیکار باید میکردم خداجون ! باهات حرف دارم .هستی؟ صدامو میشنوی؟ منم اره !همون بنده ی بد بدت !شاید این جمله از نظر شماها اشکال داشته باشه اما من میگم .خدا جونم! خیلی دلم برات تنگ شده گاهی اوقات ادم با اینکه یکی رو در کنارش داره اما  تو همون حال دلش براش تنگ میشه  خدا! این روزا اگر چه بیشتر احساسش میکنم اما بیشتر دلم براش تنگ میشه ...شاید از نظر شما احساس اشتباهی باشه اما این طوریه دیگه .ببخشید که حالم زیاد خوب نیست شاید دارم چرت و پرت میگم ...نمی دونم

دنیای بزرگیه که در عین بزرگیش خیلی کوچیکه .دنیایی که هر چی میگذره پوچ بودنش برا ادم بیشتر اثبات میشه . به نظرم میاد فقط باید خدا رو داشت و بس ...همین !

به قول اقا سید :

هیشششششکی خدا نمیشه

جدا اینطوریه . کافیه اینو احساس کنی .کاقیه خدا رو درک کنی و اون وقت همه چی برات حل میشه .

اوس کریم یاس 18ساله دوستت داره .بخوای و نخوای هم میمونه اول و اخرش مال خودتم ...هوامونو داشته باشدیگه یواش یواش تمومه ها...همین دیروز بود که عروسک بازی میکرد و الان 19سالشه ...اوس کریم ! میگم حالا ما حالیمون نیست تو که خوب میفهمی چه خبره ..کمکمون کن ...ممنون ازت

**********

تا یادمه بگم که بچه ها ! برا همدیگه دعا کنیم .خیلی ها هستن که الان چشم براه دعای شما هستن .خصوصا مریضا

اون روز رفته بودم شاهچراغ(البته نایب الزیاره همگیتون بودم) یه دختر بچه ی حدودا 13ساله بود که دعا میفروخت .پیشم اومد .یه کم برام حرف زد ...حالا چی گفت بمونه ...اما یه خواهش فقط خودمونو نبینیم حواسمون هست؟ مواظب باشیم ...همه ی ما مسئولیم ...دعا کنیم برا همه خصوصا مریضا ... ان شالله قصد داریم تا 40 روز هر روز 100تا صلوات رو برا شفای بیمارا بفرستیم .ازجمعه ی همین هفته شروع میکنیم .هر کی دوست داره میتونه از جمعه شروع کنه

************

ایام شهادت خانوم حضرت زهراست .ازشون برا هر چه بهتر شدنمون کمک بخوایم ان شالله 

صلوتو یادتون نره

التماس دعا

یا زهرا

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر 1384ساعت 4:40  توسط ياس 18ساله  | 

اذا جاء نصر الله والفتح

سلام به همه ی شما مخاطبای گل وبلاگ .دلم برا همتون تنگ شده بود .

تبریک میگم . بالاخره تموم شد.

راستش این مطالبی که میخوام بنویسم یه گلچینی از سخنرانی شنبه شب  آقا سید

(سید محمد انجوی نژاد)

 هست شاید یه کم طول بکشه .خسته که نمیشین؟ خواهشا بخونین .ممنون از تک تک تون.

"برداشت ما از انتخابات

*اولین بحثی که هست اینه که آقا این مردم ما چه جور مردمی هستن؟موج 5 میلیونی در عرض

 یه هفته میشه یه موج 17 میلیونی ...اینا چه جور مردمی هستن؟

انتخابات نشون داد که  تبلیغات غربی در مردم ما اصلا هیچ اثری نداره و مردم ما نشون دادن

 که به این چیزا توجهی ندارن و این نوع تبلیغات جواب نمیده .مردم ما نشون دادن که به این

جور ادا های عکس گرفتن, حلقه نامزدی , فلان مد و رنگ لباس اصلا توجهی ندرن و براشون

 مهم نیست .اخه اینجا ایرانه و این جور تبلیغات غربی جواب نمیده که ...

*صداقت در دل مردم ما ولو بدترینشون میشینه .مردم ما صداقت رو با قلبشون احساس میکنن

 و صداقتو دوست دارن و نشون دادن که دوست ندارن یه سری افراد اونا رو پپل و احمق حساب

 کنن .صداقت سنج مردم ایران خیلی قویه .میفهمن چه خبره .مردم ما برا  صداقت احترام ویژه ای

قائلن .صداقت اولین پله برا نفوذ در قلب ایرانیست .

*مردم ساده زیستی و زهد رو دوست دارن اگر چه خودشون ساده زیست نباشن .مردم ما دوست

دارن زندگی علی وار گونه رو .و این مردم به عمل و رفتار بیشتر از حرف توجه دارن .

*مردم ماعقل و چشم دارن و  نشون دادن که پپل نیستن .نشون دادن که فشار تبلیغاتی نمیتونه

 رایشونو بر گردونه .

گله

چرا یه عده به حرف رهبر گوش ندادن ؟ مگه آقا نفرمودن که تخریب نکنین پس چرا این

 کارا کردن؟ و مردم ما الحمدالله بیدارن و اینو نشون دادن که با این کارا اونا تو تصمیمشون

راسخ تر میشن .اخه بابا چه خبره؟ به کجا میخواین برسین؟ این کارا چیه؟....بگذریم

دستاوردها

ان شاالله

*دنیایی که در اون دنیا بچه مذهبی و مسلمون ما تو مدرسه و دانشگاه مسجد یا نماز خونه ای

 نداشته باشه ولی هزاران اردو و پارتی تو فلان شهر برا بچه ی فلان رئیس...به لطف خدا تموم شد

*دنیایی که آقا زاده ها از راه برسن و همه چیز ما رو به غارت ببرن گذشت ان شالله

*دنیایی که مردم ما تو تاکسی ها و اتوبوسها حرفی برا گفتن نداشته باشن گذشت .

*دنیایی که بعضی از  مسئولین اون بالا بشینن و دزدی کنن و بخورن تموم شد ان شالله.اخه بعضی

 از شما مسئولین بیچاره کردین ملتو .10_12 ساله داریم تو سری میخوریم بسه دیگه .چندین ساله

 شما ها دارین میخورین و ما داریم تحمل میکنیم ...

*حالا دیگه روحیه داریم و باید تلاش کنیم ...حالا دیگه اگه به جوونمون بگیم درس بخون نمیگه برا

چی بخونم من که میدونم کار ی برام نیست تا فامیلای مسئولین رو گذشتن .دیگه حالا انگیزه داره و

 میخونه انشا الله .

*حالا دیگه راحت میتونیم حرفمون رو بزنیم و برا خدا و عبادت خدا درجه اول رو قائل شیم .

*و اما یادمون نره که فقط همین 17 میلیون نیست .70 میلیون ادم تو کشورمون هستن که خیلی

هاشون مخالفن .اینا رو باید دریابیم و بهشون اهمیت بدیم .فقط خودمونو نبینیم .توجه به مخالفین

 داشته باشیم آموزششون بدیم .عدالت علی رو برقرار کنیم .توهین نکنیم .جوونامون رو درک کنیم .

امنیت رو برا زن و بچه و دختر و پسرای مردم ایجاد کنیم .میگن اقای احمدی نژاد تو شهرداری

اسانسور مردا و زنها رو جدا کرده...این بهت بر خورده؟ جدا؟ خوب بیا تا برات توجیه کنیم این

 مسئله رو ..اخه تو چطور راضی میشی که ناموست با چند تا نامحرم تو یه چار دیواری 1در 1

بره بالا.این بهت برخورده؟ این که امنیت برا ناموست ایجاد شده بهت برخورده؟...

و اما خواهش ما از اقای رئیس جمهور

اول اینکه خواهشا رئیس جمهور ایران باشید نه تهران ...اخه مگه تهرانی ها بابقیه مردم چه فرقی

 دارن؟ چه گناهی کرده اونی که تو فلان شهرستان و روستا زندگی میکنه؟ چرا نباید از امکانات

 برخوردار شه؟ چرا همه ی امکانات برا  تهران و تهرانیاست؟ پس بقیه چی ؟ اونا ادم نیستن؟

چه قدر استعداد های ناب داریم تو این شهرستانها که صد پله از استعداد بچه های تهران بیشتره؟

 اینا چی میشن؟ گناه اینا چیه؟اخه چه گناهی کرده اونی که تو زاهدان و اروند رود و ... دارن

 زندگی  میکنن؟ ادم نیستن؟ گناهشون چیه؟نباید حتی یه کولر داشته باشن؟ با اون هوای گرم؟

*امکنات مملکت برا همه مردم ما باشه نه فقط برا تهران .چرا باید تو تهران برا پل هوایی ها

 پله برقی گذاشته شه و تو روستاهای ما حتی یه الاکلنگ نیست که بچه هاش بازی کنن؟ یه

 چوب و یه کاغذ زدن سرش و میدوون ...بهش میگن اسباب بازی؟ این عدله؟

خوب بابا پایتخته که باشه؟پس بقیه چی ؟

*یه فکری به حال کار فرهنگی مملکت کنین .تو مدارس و دانشگاهای ما اصلا خبری از

 کارای فرهنگی نیست ...جوانان ما دارن دچار بحران هویت میشن ...برا این قضایا سرمایه

گذاری کنین ...

* یه فکری به حال این کنکور کنین.بزارین جوون بدون دغدغه درسشو بخونه .بیچاره کرده

 جوونای ما رو این کنکور ...

یه فکری  به حال این دانشگاها کنین..دانشگاه آزاد ...اخه بابا همه کاری توش میشه به غیر

 از درس خوندن.چرا؟ یه فکری به حال این چیزا کنین.کجای کاریم؟ دارن جوونای ما رو

 به غارت میبرن .مسیحیت , یهود,زرتشت ,صوفیه و ...داره نیرو میگیره؟ بابا فرهنگ اساس و

 بنای مملکت ماست ...اینا رو درست کنین

 *یه فکری برا ازدواج جوونای ما کنین.اگر این سفره های رنگین و این ماشینهای گران قیمت

 اداره ها کم شه همینا میتونه کمک کنه به جوونای ما ...وام بدین به جوون برا ازدواجش .

جوون ما مشکل عاطفی داره نه جنسی ..چرا بهش توهین میکنین...جوون رودرک کنین ."

و اما بنده به عنوان یه قشر دانشجوی  مملکت از رئیس جمهورمون چند تا خواهش دارم:

1_ برا همه ی مردم باشین نه تهران

2_ فقط دنشگاه تهران؟ پس بقیه دانشگاها چی؟

3_تو رو خدا برا این کنکور یه کاری کنین

4_نظام اموزش پرورش ما رو درست کنین

5_فرهنگ درست رو با دلیل و منطق به مردم ما القا کنین .

و اما اینکه الان وظیفه ی همه ی ما سنگین تر شده .باید ما هم به رئیس جمهورمون کمک کنیم .

همین که رای بدیم و دیگه بریم دنبال کار خودمون فایده نداره .

سجده شکر رو یادتون نره .خدایا شکرت .الحمدالله

خدایا! مردم ما خوشحالن .حکومت علوی رو میخوان ...خدایا!ممنونتیم .

ممنون از حوصله ای که به خرج دادین .

این هفته بچه ها کنکور دارن براشون دعا یادمون نره

صلواتو یادتون نره

التماس دعا

یا زهرا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم تیر 1384ساعت 11:35  توسط ياس 18ساله  |